محمود كتبى

72

تاريخ آل مظفر ( فارسي )

شهر منهزم شدند و بسيارى گرفتار آمدند . چون امير مبارز الدين از نواحى جربادقان مراجعت نمود ، اكابر اصفهان بعضى بيرون آمدند و مسكنت اظهار كردند . به جايى نرسيد . شاه سلطان را به محاصرهء اصفهان بنشاند و به دار الملك شيراز مراجعت نمود و به روز عرفه نزول كرد . ذكر تسخير لرستان بعد از آن‌كه ممالك فارس بر امير مبارز الدين مقرر شد ، اتابك نور الورد 75 كه ابا عن جد از حكام لرستان بود ، خواست كه دست‌بردى نمايد . باعث بر اين آن‌كه كيومرث بن تكله كه خويش او بود نخوتى عظيم پيدا كرد . مى - خواستند كه مدد امير شيخ نمايند . امير مبارز الدين به واسطهء آن‌كه شرف الدين مظفر را با اجداد اين طايفه در سوالف ايام حقوق ثابت بود و نيز با فرزندان او شاه شجاع و شاه محمود خويشى بود ، جهت مواصلت باقراختاى ، نمىخواست كه ميان ايشان به مقاتله انجامد . چون اتابك نور الورد بن سليمان شاه بن اتابك احمد با امير شيخ طريقهء اتحاد پيش گرفته بود و رغائب اموال و نفايس و ذخاير و خيل و حشم خود را به معاونت او نامزد كرده و لشكرى تمام به مدد او برنشانده و به عزم اصفهان متوجه شده هيچ شبهه در مخالفت نماند . امير مبارز الدين به واسطهء اين افعال عظيم متغير شد . اما جهت محبت آبا و اولاد ، اولا مولانا ناصر الدين خنجى و ثانيا امير كمال الدين حسين رشيدى و خواجه ركن الدين عميد الملك و خواجه صدر الدين انارى را فرستاد تا به طريق خير و صلاح ايشان را راه نمايد . چون اين اكابر برسيدند ، آن جماعت را چنان يافتند كه هيچ نصيحت كارگر نخواهد آمد . در سنهء ست و خمسين 76 كه امير مبارز الدين به ظاهر اصفهان نزول كرد ، اتابك نور الورد قاضى قطب الدين را ، كه مقدم قضاة لرستان بود ، به رسالت بفرستاد 77 قاضى را رخصت مراجعت حاصل نشد تا به شيراز آمد و ايلچيان « 37 » بغداد و اطراف بازگشتند . در اواخر محرم سنهء سبع و خمسين و سبع مائه ، عزيمت بر تسخير لرستان تصميم يافت . اما سرما به مرتبه‌اى بود كه اركان دولت بر فسخ عزيمت جازم

--> ( 37 ) . نسخهء گزيده : ايلچيان به اطراف بازگشتند .